مشترک خوراک این وبلاگ شوید تا خنده را بروی لبهایتان بنشانیم

آیا چشم انسان باگ دارد؟

این شکل را ببینید:
خطای چشم صفحه شطرنجی ادوارد ادلسون
می‌گویند خانه‌ی A با خانه‌ی B همرنگ است! شما باورتان می‌شود؟
من هم باورم نمی‌شد (الان هم هنوز خیلی باورم نشده ;) )! به هر حال تصمیم گرفتم درستی این گفته را آزمایش کنم. یک راهش این است که برویم توی فتوشاپ و با کمک ابزار قطره‌چکان (رنگ‌یاب) رنگ این دو تا خانه را با هم مقایسه کنیم و یا از نرم‌افزارهای رنگ‌یاب مثل اینها استفاده کنیم. راه دیگرش هم که یک کمی باحال‌تر است این است که در این صفحه آن دو تا مستطیل موازی! را با موس بگیریم بکشیم روی عکس مزبور طوری که هر دو خانه را قطع کند.
در هر صورت ثابت می‌شود که رنگ این دو تا خانه واقعاً یکی است! علت این پدیده را اینجا نوشته، شاید اگر حال داشتم بخوانم و ترجمه‌اش کنم. اگر یکی هم زحمت این کار را بکشد که خیلی حال داده!
مطلب به طور کامل از اینجا کپی شده است


40 سال دیگر در چنین روزی ( خواندنی )

آلبوم جدید "علی دایی" با عنوان "ببخشیدا ببخشید" روانه ی بازار شد، علی دایی چهل سال پیش و پس از پیوستن به
جمع خوانندگان سرود پرسپولیس استعدادش در زمینه ی خوانندگی کشف شد، ایشان در همان سال پس از قهرمان کردن پرسپولیس در بازی های جام حذفی از تیم پرسپولیس کنار گذاشته شد؛ لازم به ذکر است چهل پنجاه سالی می شود که این رویه در باشگاه پرسپولیس ادامه دارد که هر مربی ای که تیم را قهرمان کند از سمت سرمربی گری برکنار می شود!!


***


"علی انصاریان" رئیس فرهنگستان هنر شد، لازم به ذکر است این فوتبالیست چهل سال پیش نویسندگی را با نوشتن کتاب خاطرات ورزشی اش شروع کرد و چهل سال پس از آن را به به تکذیب، تایید، دادن جوابیه و غیره گذراند!

***
"ناصر حجازی" برای حضور در مجلس کاندید شد، گفته می شود وی پس از آنکه چهل سال پیش در یکی از برنامه های 90 دو سه جمله در مورد فوتبال ناپاک گفت فهمید چقدر دنیای سیاست باحال است، وی صبح دیروز گفت: "چهل سال پیش بعد از اون چند جمله مورد توجه همگان قرار گرفتم، و تفسیرایی می کردن که به ذهن خودم هم نمی رسید، منم دیدم خیلی باحاله که حرفت رو یه عالمه آدم تحریف و تفسیر کنن، واسه همین وارد دنیای سیاست شدم!"



***


قطبی گفت: "در بازی هایی که بین تیم های کهکشان راه شیری انجام می گیرد قهرمان می شویم!"، بازی های بین سیاره ای چند سالی است که پس از ایجاد ارتباط با موجودات فضایی انجام می گیرد، قطبی همچنان اعلام کرد: "تیم های سیاره های زحل و مریخ رو مثل کف دستم می شناسم!"، لازم به ذکر است که آخرین موفقیت تیم ملی با قطبی سوم شدن در مرحله ی گروهی در بازی های 40 سال پیش جام ملت های آسیا می باشد!!




***


شایعاتی مبنی بر تعطیلی احتمالی برنامه ی 90 و یا تغییر احتمالی مجری این برنامه به گوش می رسد، در همین راستا رئیس صدا و سیما تاکید کرد برنامه ی 90 با حضور "عادل فردوسی پور" همچنان به کار خود ادامه خواهد داد، گفته می شود از چهل پنجاه سال پیش هر چند وقت یکبار صحبت هایی در خصوص تعطیلی احتمالی برنامه 90 به گوش می رسد!



***


امروز فینال کشتی کج برگزار خواهد شد، در این مرحله که صبح فردا برگزار خواهد شد "علی سعیدلو" و "محمد علی آبادی" به مصاف هم می روند، گفتنی است از هم اکنون تدابیر امنیتی برای جلوگیری از هرگونه درگیری بین هواداران این دو نفر و همچنین حراست های سازمان های تحت امرشان در نظر گرفته شده است!

***

"علی کفاشیان" در گذشت. علی کفاشیان که همواره با خنده هایش باعث افزایش روحیه در کالبد فوتبال کشور بود صبحدیروز بر اثر خنده ی بیش از حد و روده بر شدن در گذشت. گفته می شود ایشان در جلسه ای که با حضور منتقدان ورزشی انجام گرفته بود حضور داشت و پس از شنیدن انتقادات آنها برای آنکه نشان بدهد نگرانی خاصی فوتبال کشور را تهدید نمی کند کمی خندید، سپس کمی بیشتر خندید، بعد بیشتر و بیشتر تا اینکه از خنده روده بر شد و فوت کرد. این ضایعه ی بزرگ را از همین جا به تمام ورزش دوستان کشور تسلیت عرض می کنیم!
از طنزهایارژنگ حاتمی
راستی خیلی وقت بود به وبلاگ دوست خوبم ارژنگ حاتمی سر نزده بودم توصیه میکنم حتما سر بزنید مطالبش خوندنی هست



تور تفریحی پیرزن ها

تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد.
راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد.اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آن‌ها را خريده‌ايد؟ پيرزن گفت ما شکلات روى بادام‌ها را خيلى دوست داريم!


شکار

ترکه و لره می رن شکار شیر ، لره یه تیر شلیک می کنه سمت شیره بهش نمی خوره شیره حمله می کنه سمتشون لره می ره بالای درخت به ترکه تو چرا وایستادی تو هم بیا بالا ، ترکه میگه: غلط کردی مگه من زدم


یه کم بیشتر کره توش بریز..

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.
ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز..
وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش.
باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک.....

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائي سر من مياري